تبليغاتX
دخـتـــر هــگــــمـــتـــــــانــــــــه


دخـتـــر هــگــــمـــتـــــــانــــــــه

عمـر من مرگی ست نامش زنــدگانی

۱.امتحانای میان ترم شروع شده.همش تقصیر این ترم بالایی های عوضیه که فکر میکنن که چه پخین مخصوصا شبانه ها.

فکر میکنن چون یه ترم از ما بالاترن حتما چیزین.شبانه ان خوبه وگرنه چی میکردن.

۲.زیراکسی دانشکده هنر سر گردنه است هر چقدر پول بخوان میگیرن.یه جزوه ۲تومنی رو میگیرن ۴تومن با کیفیتی افتضاح.

۳.خیلی خسته ام

نوشته شده در چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 18 توسط دختر هگمتانه| |

زرد است که لبریز حقایق شده است،

تلخ است که با درد موافق شده است،

شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز

بهاری ست

که

عاشق شده است.

نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388ساعت 10 توسط دختر هگمتانه| |

باش با من که همه رهگذران میگذرند،

همه خوبند،

ولی

خوبتر از خوب تویی

 

نوشته شده در شنبه 23 آبان1388ساعت 19 توسط دختر هگمتانه| |

با شروع ترم جدید و با سرک کشی به جاهای مختلف همدان چندتا عکس با موبایل گرفتم.

این عکس پیاده رو کناری دانشگاه بوعلی سینا رو نشون میده وقتی از دانشکده ادبیات بیرون میای.

پیاده رو دانشگاه بوعلی سینا

اینم دیوار راهرو دانشکده هنر که به ذوق بچه های گرافیک مزین شده که در حقیقت موهاش شوره دیواره

 

 

نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388ساعت 23 توسط دختر هگمتانه| |

منو ببخش خدا

نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 22 توسط دختر هگمتانه| |

خدایاقدرت تحمل گذشته مو بهم برگردون.

قلب سنگی که داشتمو بهم برگردون.

بی احساسی گذشته مو بهم پس بده.

چشمه ی اشک رو ازم بگیر و

کمکم کن تا بتونم.

همین...

نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 23 توسط دختر هگمتانه| |

چند روزیه اینجا جاشو با شمال عوض کرده و ...آسمان باز شده و همینجوری بارون میاد.البته من از اینکه بارون میاد بدم نمیاد.خیلی هم راه رفتن زیر بارون رو دوس دارم.الانم یه رعد و برق گنده زد.

اما خداجون فکر نمیکنی یه ذره زیادی داری بارون میفرستی؟!

نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 21 توسط دختر هگمتانه| |

یکی نیست به من بگه که نونت نبود آبت نبود اخلاق گرفتنت چی بود؟!

حالم از اخلاق به هم میخوره.خیلی کلاسش بی روح و مزخرفه.اصلا یعنی چی...

 

نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 23 توسط دختر هگمتانه| |

چندروزیه که توی دانشکده ما همه فعال شدن.

خدا  بده یه همچین روزایی رو.

مگه اینکه همایشی برگزار بشه که دانشکده ی ما یه رنگ و لعابی به خودش بگیره.

همه توی تکاپو به سر میبرن هوووووووو.

به هرحال امروز روز اول این همایش بود و اساتید باستان شناسی از سراسر کشور مهمان اینجان.درباره سرفصل های دروس و تغییراتش میخوان کارایی انجام بدن.هرکاری میخوان بکنن فقط یه ذره این درسارو رو درست کنن که ما نفهمیدیم کدوم پیش نیاز و کدوم پس نیازه.

باز هم میگن از این دانشکده و آدمای توش البته اکثرا بدم میاد

 

نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 18 توسط دختر هگمتانه| |

حالم از دانشکده به هم میخوره

نوشته شده در شنبه 2 آبان1388ساعت 22 توسط دختر هگمتانه| |


Design By : Night Skin